تبليغاتX
سینمای فرانگر؛ جستجوی معنا در سینما

سینمای فرانگر؛ جستجوی معنا در سینما

نقد فیلم

بخشی از سینمای معناگرا به فیلم‌های آخرالزمان می‌پردازد

در یکصدومین نشست کانون فیلم معناگرا عنوان شد

بخشی از سینمای معناگرا به فیلم‌های آخرالزمان می‌پردازد

نصرت الله تابش، مدیرمسئول ماهنامه فیلم‌نگار در یکصدمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم 2012 اثری آخرالزمانی و حادثه‌محور است و تعدد حوادث این فیلم باعث شده تا شخصیت‌های این فیلم چندان پرداخت نشوند.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، وی تصریح کرد: در سینمای غرب نوعی معادل‌سازی با کهن‌الگوها و ریشه‌های مذهبی دیده می‌شود و حضرت عیسی (ع) در مرکز توجه اینگونه معادل‌سازی وجود دارد. گاهی تصاویر شکل گرفته به صورت تیپیکال بر اساس این پیامبر شکل می‌گیرند و گاهی نیز از نشانه‌ها برای این امر استفاده می‌شود. برای مثال در فیلم کلاسیک شین، قهرمان محوری داستان در نمای پایانی در کنار یک صلیب قرار می‌گیرد.

سعید مستغاثی، رئيس انجمن منتقدان سینما نیز در این نشست تصریح کرد: بحث توجه به منجی آخرالزمان در فیلم‌های غرب به نفسه بحث بعيدی نیست چون در شرایط موجود، نیاز به معنویت و در نهایت عدالت بیش از پیش مشهود است. اما معمولا پیش‌فرض‌های فرصت‌طلبانه و منفی برای ظهور منجی در این آثار ارایه می‌شود. یکی از این پیش‌فرض‌ها برای مثال، لزوم شکل‌گیری سرزمین موعود است یا زمینه‌سازی برای نبرد آرماگدون. در واقع در این نبرد، مظهر نیروی شر از شرق و یا به عبارتی دیگر مسلمانان تلقی می‌شود که باید با این نگرش مقابله کنیم.

وی یادآور شد: در واقع هالیوود فارغ از نظام سرمایه‌سالاری، تلاش می‌کند تا الگوهای خود را در قبال آخرالزمان در جهان اشاعه دهد و مخاطبان جهانی را تحت تاثیر این اعتقادات قرار دهد.

مستغاثی در ادامه با اشاره به اینکه اینگونه نگرش آخرالزمانی حتی در دهه 30 نیز دیده می‌شود، ادامه داد: البته این نگرش در طول سال‌های اخیر به نحو چشمگیری افزایش یافته است و هالیوود از تمامی امکانات خود برای این سلطه فرهنگی بهره می‌گیرد.

عبدالله اسفندیاری، مدیر کانون فیلم معناگرا نیز در این نشست افزود: کانون فیلم معناگرا به مدد حضور گرم مخاطبان و همکاری مسئولان به جلسه یکصد رسید و این کانون در سه دوره مدیریت معاون سینمایی و بنیاد سینمایی فارابی به صورت مستمر برگزار شد. در واقع این کانون یک محفل بحث و گفت‌وگو و تعامل است و فکر می‌کنیم اگر چنین فضاهایی در جامعه باشد و امکان تبادل افکار فراهم شود در هیچ بخشی با مشکل روبه‌رو نخواهیم شد. در واقع چنین فضاهایی را می‌توان تمرینی برای بالا بردن آستانه تحمل جامعه دانست.

وی افزود: ما نیز در اعتقادات خود منجی آخرالزمان را به شکلی کامل و تاثیرگذار داریم. در واقع باید زمینه معرفی این اعتقادات را نیز فراهم کنیم. در فرهنگ ما مفهوم انتظار وجود دارد مفهومی که معانی متعددی را در خود جای داده است از جمله امید و نوعی اعتراض به شرایط موجود برای رسیدن به جامعه آرمانی.

رضا محمدی، مجری مراسم و منتقد سینما نیز در این نشست افزود: اعتقاد به منجی مساله‌ای است که در همه ادیان وجود دارد. در سال‌های اخیر شاهد شکل‌گیری آثار زیادی با موضوع آخرالزمانی هستیم که این آثار با استقبال خوبی از سوی مخاطبان جهان نیز مواجه می‌شود. فیلم 2012 با فروش حدود 800 میلیون دلار از آثار پرفروش سینمای جهان بود البته تا حدودی نیز تحت تاثیر فیلم آواتار قرار گرفت.

وی افزود: امریش در سابقه کاری خود فیلم‌های زیادی با موضوع آخرالزمان ساخته که «روز استقلال» و «روزپس‌ازفردا» از این گونه‌اند اما به نوعی فیلم 2012 با شکوه‌ترین فیلم وی با این موضوع است که براساس یکی از پیشگویی‌های نوستراداموس ساخته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 0:42  توسط رضا محمدی  | 

نقد فیلم 2012 به بهانه نمایش در یکصدمین نشست کانون فیلم معناگرا

رولند امریش در پانزده سال گذشته، با روایت داستان‌های مهیج و ماجرامحور، صحنه‌هایی جذاب و به یادماندنی از تخریب و نابودی شهرهای مختلف (یا جهان را به تصویر کشیده است؛ فیلم‌های «گودزیلا - 1998» (ویرانی نیویورک در اثر حمله‌ی یک گودزیلای عظیم‌الجثه)، «روز پس از فردا - 2004» (نابودی لس‌آنجلس توسط گردبادهای وحشتناک)، «روز استقلال - 1996» (حمله بیگانگان فضایی به کاخ سفید) و بالاخره فیلم «2012» که کارگردان از محدوده‌ی کشور آمریکا پا را فراتر گذارده و با ویرانی مکان‌ها و بناهای مشهور جهان، هر بیننده‌ای را مرعوب می‌سازد. هرچند او در این فیلم از تخریب بناهای مذهبی اسلامی (خانه خدا) صرفنظر می‌کند اما نگاه منفی وی نسبت به غیر از خودشان (دیگری) از جمله کشورهای عربی، چین و... به خوبی مشهود است. نابودی زمین در 21 دسامبر 2012 براساس باورهای «قوم مایا»ست، نگرانی برای ساکنان زمین را در پی خواهد داشت. چرا که امریش در فیلم‌های «روز استقلال» و «روز پس از فردا»، روزنه‌ای از امید برای بقا باقی می‌گذاشت اما در فیلم «2012» زمین و ساکنانش چاره‌ای جز نابودی ندارند.

فیلم با صحنه‌ای از ارتعاشات غیرعادی و عظیم خورشید و تأثیر آن بر فعالیت هسته‌ی مذاب زمین آغاز می‌شود که یک محقق هندی در سال 2009 برای اولین بار به آن پی برده است، سپس آدریان، دانشمند آمریکایی برای تهیه گزارش از این واقعه به هند می‌رود. نتیجه‌ی گزارشات آدریان و گفتگوهای پی در پی سران کشورها بخصوص کاخ سفید منجر به تصمیم سران گروه 20 مبنی بر انتقال گروهی از مردمان برگزیده‌ی کشورهای متبوع‌شان به همراه گروه حیوانات منتخب، به کشتی پیشرفته‌ای که در کوهستان‌های مرتفع چین در حال ساخت است، منتهی می‌شود.

قهرمان اصلی فیلم، جکسون (رمان نویس ناموفق و روشنفکر آمریکایی) راننده‌ی یک سرمایه‌دار روسی به نام یوری کارپف است. وی به همراه خانواده‌اش به طرز شگفت‌انگیز و حتی در پاره‌ای از موارد، خیال‌انگیز، موفق می‌شود از میان ویرانی‌ها، زلزله‌ها و... جان سالم به در برده و خود را به این کشتیِ نوح مدرن در چین برساند. او و خانواده‌اش به طور غیرمجاز از طریق یکی از دریچه‌های کشتی به آن وارد می‌شوند اما در آنجا گیر می‌افتند تا اینکه با کمک پسرش (نوح) موفق به بستن دریچه‌ی کشتی و در نهایت نجات ساکنانِ کشتی می‌شوند.

کارگردان با بهره‌گیری از جلوه‌های ویژه در نمایش ویرانی‌ها و حوادث هولناکِ نابودی زمین هر بیننده‌ای را متحیر می‌سازد اما برخی از صحنه‌های گریز و فرار شخصیت‌های داستان به دلیل تصادفی بودن، بیش از حد آزاردهنده است.

آخرالزمان و ظهور منجی و مصلحی که جهان را از فلاکت و بدبختی نجات دهد و عدالت و امنیت را در سراسر دنیا برقرار سازد، یکی از اعتقادات مشترک در کلیه ادیان الهی است. اما در این فیلم منجی (جکسون) فردی معمولی و بدون داشتن انگیزه و یا نگاه دینی است. وی و پسرش نوح همانند دیگر فیلم‌های آخرالزمانی سینمای غرب، دو قهرمان آمریکایی هستند که نجات‌بخش نسل انسان‌اند.

منجی، زمان ظهور و چگونگی ظهور، یکی از دغدغه‌های جدی مردمان متدین معاصر می‌باشد. هریک از ادیان الهی ویژگی خاصی را برای پایان جهان اعلام کرده‌اند اما محور اصلی همه‌ی آنها نبرد خیر و شری است که منجر به پیروزی خیر خواهد شد. البته هالیوود از این موضوع برای ساختن فیلم‌های بسیاری سودجسته است؛ از جمله فیلم‌های «روزاستقلال»، «روز پس از فردا»، «جنگ دنیاها»، «ماتریکس»، «مردی که فردا را دید»، «سیاره میمون‌ها»، «شماره 9»، «آرماگدون»، «پایان روزگار»، «ضدمسیح» و...

در اغلب این فیلم‌ها اعتقادات مذهبی دین‌داران از جمله مسلمانان مورد تخریب و یا تحریف واقع شده‌اند. فیلم «2012» اساس خود را بر پایه‌ی باورهای قوم مایا بنیان نهاده است در حالی‌که دکتر دیوید استوارت (یکی از اساتید هنر و تاریخ و متخصص تمدن مایاها در دانشگاه تگزاس) در این رابطه می‌گوید: "در تقویم قدیمی مایا 21 دسامبر 2012 پایان دوره‌ی سیزدهم تاریخ است که دوره چهاردهم پس از آن آغاز می‌شود و تصور نمی‌کنم کسی این فیلم را جدی بگیرد...".

فیلمساز این‌گونه القا می‌کند که تفکر بودایی تنها اجازه‌ی ورود به آینده را دارد و آن هم با نگاه خاص فیلمساز است چون راهب جوان به همراه جکسون به طور غیرمجاز وارد کشتی می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 19:17  توسط رضا محمدی  | 

فیلم «2012» ساخته رولند امریش در سینما فرهنگ به روی پرده می‌رود

فیلم «2012» ساخته رولند امریش در یکصدمین نشست کانون فیلم معناگرا به نمایش درمی‌آید

فیلم «2012» ساخته رولند امریش در یکصدمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه چهاردهم اسفندماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، جلسه پرسش و پاسخ این نشست ( که هر دو هفته یک بار توسط حوزه "سینمای معناگرا"ی  فارابی برگزار می‌شود) پس از نمایش فیلم با حضور دو نفر از منتقدان و کارشناسان سینما برگزار می‌شود.

فیلم «2012» به کارگردانی «رولند امریش»، اثری عظیم درباره آخرالزمان است. امریش پیشتر نیز دو فیلم با این مضمون یعنی فیلم‌های «روز استقلال» و «روز پس از فردا» را ساخته است.

فیلم «2012» با صحنه‌هایی از ارتعاشات عظیم و غیرعادی خورشید آغاز می‌شود. یک محقق در سال 2009 تاثیر این ارتعاشات بر هسته مرکزی زمین را بررسی می‌کند و متوجه می‌شود که این ماجرا، به فوران زمین و ویرانی تمدن بشری می‌انجامد. او اتفاقاتی که در سال 2012 در جهان روی می‌دهد را پیش‌بینی می‌کند.

فیلم «2012» در وهله نخست یک فیلم سرگرم کننده است که با وجود جلوه‌های بصری شگفت‌انگیز، اتفاقات هولناک و فرار معجزه‌آسای قهرمان اصلی آن، بیننده را سرگرم می‌کند.

نمایش این فیلم از ساعت ۱۰ صبح در سالن شماره ۲ سینما فرهنگ  آغاز می‌شود و بعد از نمایش، نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 15:32  توسط رضا محمدی  | 

بخشی از سینمای معناگرا؛ متوجه فضای سیال ذهن است

شهرام مکری کارگردان فیلم «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» در نود و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: این فیلم سعی دارد نگاهی متفاوت به وقایعی داشته باشد که شاید از کنار آن‌ها ساده می‌گذریم.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، مکری خاطر نشان کرد: این شیوه روایت‌گری یعنی بازی با روایت و فضای سیال ذهن، بیشتر خواست مخاطب نخبه‌تر است. اما من در روش کاری خود به جای اینکه به الگوی دهه 60 یعنی سینمای اروپایی نخبه‌گرا توجه کنم به آثار تولید شده از دهه 90 به بعد در سینمای دنیا توجه داشتم در این آثار، مساله بازی با روایت وجود دارد اما به مخاطب نیز توجه شده است.

این کارگردان با اشاره به اینکه در طرح وقایع فیلم سعی کردم به نوعی معادل آن‌ها در دنیای واقعی وجود داشته باشد، تصریح کرد: البته جهان فیلم برخی از عدم انطباق بین وقایع داخل فیلم و بیرون آن را توجیه می‌کند. در واقع من سعی نکردم فیلم به شکل ایده‌آل، مابه‌ازای اجتماعی و قابل مشاهده داشته باشد. این فیلمی است که اگرچه سعی دارد باورپذیر باشد اما نگاه کارگردان را نیز ارایه می‌دهد این نگاه از طریق جنبه‌های بصری، نوع روایت‌گری و همچنین حتی فضاسازی سیاه و سفید خود را نشان می‌دهد.

وی نگرش شخصیت‌های فیلم به دنیای اطرافشان را نگاهی توام با ساده‌لوحی برشمرد و افزود: این شخصیت‌ها نشان می‌دهند که وقایع را می‌توان به شیوه دیگر یا به اصطلاح با ذهنی ساده‌تر تحلیل کرد و این تحلیل‌ها می‌تواند باعث تفکر بیشتر در مورد وقایع شود.

مکری با اشاره به اینکه فیلمنامه فیلم در سال 82 نوشته شد، تصریح کرد: طرح اولیه این فیلمنامه بر اساس یک ایده از علیرضا شجاع‌نوری نوشته شد و به دلایل مختلفی تولید فیلم با این تهیه‌کننده رقم نخورد و پس از رایزنی‌هایی با تهیه کننده‌های دیگر، سرانجام از طریق سعید ابراهیمی‌فر، این فیلمنامه به مهدی کریمی ارایه شد که در آثارش نوعی توجه به تجربیات جدید و توام با ساختارشکنی دیده می‌شود و ما سعی کردیم با نیاز به حداقل امکانات این فیلم تهیه شود. البته این نگرش تهیه‌کننده نبود بلکه من و دوستانم، این رویه را انتخاب کردیم.

سعید ابراهیمی‌فر بازیگر این فیلم نیز افزود: این فیلم شاید یکی از نوترین آثار ۱۰ سال اخیر سینمای ایران باشد که زمینه همکاری من با آقای مکری را فراهم کرد و خوشحالم که در این فیلم سهم خود را ایفا کرده‌ام. «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» حاصل تلاش شبانه‌روزی شهرام مکری و بقیه دوستان است که فکر می‌کنم به نتیجه خوبی منجر شده است.

سینا رازانی ديگر بازیگر این فیلم با اشاره به اینکه بازی در فیلم «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» دومین تجربه بازیگری وی در حوزه سینما است، افزود: تفاوت ماهوی در بازیگری تئاتر و سینما نمی‌بینم چون هر دو این بازی‌ها در مقوله خلق و بازسازی مشترک هستند. امکان بازی در این فیلم از طریق پیشنهاد کارگردان به وجود آمد که به نوعی با آثار تئاتری من آشنا بود. در این فیلم سعی کردم با توجه به تعاریف آقای مکری شخصیت را ارایه کنم.

رضا بهبودی یكی دیگر از بازیگران این فیلم نیز گفت: بازی در این فیلم برای من مشکل بود چون باید نقش یک شخصیت جدی را در یک فضای سرخوشانه و طنز بازی می‌کردم ولی آشنایی من با فیلمنامه در ایفای این نقش کمک شایانی کرد.

عبدالله اسفندیاری، مدیر کانون فیلم معناگرای بنیاد سینمایی فارابی نیز در ادامه اظهار داشت: قصد داشتیم در نشست‌های قبلی این فیلم را در کانون به نمایش درآوریم اما فیلم با توجه به اقبال مخاطبان و منتقدان و جشنواره‌ها به نوعی سرش شلوغ بود و ما هم صبرمان زیاد. به هر حال خوشحالم که بالاخره این فیلم در این کانون به روی پرده رفت فیلمی که سعی دارد نگاهی هستی‌شناسانه به پدیده‌ها داشته باشد. این فیلم به صورت صریح به تقابل و تعامل مفاهیمی مثل جبر و اختیار می‌پردازد. فیلمساز در این اثر پدیده‌ها را به گونه‌ای دیگر واکاوی می‌کند به گونه‌ای که حتی علومی مثل روانشناسی را به چالش می‌کشد. همچنین فیلم با زبان بصری و سینمایی مناسبی مفاهیم مورد نظر خود را القا می‌کند.

رضا محمدی، منتقد سینما و مجری مراسم نیز در این نشست افزود: فیلم سعی می‌کند از طریق فضای سیال ذهن به بازخوانی پدیده‌ها بپردازد. در واقع در این نگرش فیلمساز، هر اتفاق و واقعه چند لایه دارد که هم مخاطب عادی را اغنا می‌کند و هم مخاطب جدی‌تر سینما.

«اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» طبق روال فیلم‌های اخیر سینمای جهان سعی می‌کند روایت به شیوه‌های موازی و متقاطع را تجربه کند و از طریق این تداخل، مفاهیم خود را به مخاطب القا کند. این شیوه روایت نیاز به محتوای متناسب با فرم دارد که مکری در این امر یعنی نگارش فیلمنامه نیز موفق عمل کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 0:35  توسط رضا محمدی  | 

فیلم اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر ساخته شهرام مکری در سینما فرهنگ به روی پرده می‌رود

فیلم «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» ساخته‌ی شهرام مکری در نود و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا - طراحی پوستر: محسن صرافی

طراحی و اجرای پوستر: محسن صرافی

فیلم «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» ساخته‌ی شهرام مکری در نود و نهمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه سی‌ام بهمن‌ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، جلسه پرسش و پاسخ این نشست (که هر دو هفته یک بار توسط حوزه "سینمای معناگرا"ی  فارابی برگزار می‌شود) پس از نمایشِ فیلم با حضور عوامل فیلم برگزار می‌شود.

این فیلم داستان دو مرد نابینا را به تصویر می‌کشد که سعی دارند یک انگشتر گران قیمت را بدزدند. آنها در جریان برنامه‌ریزی خود، قصد دارند از فردی به نام اشکان بهره گیرند.

در این فیلم بازیگرانی چون سعید ابراهیمی‌فر، سینا رازانی ، هوتن مکری و علی سرابی نقش‌آفرینی می‌کنند.     

نمایش این فیلم از ساعت 10 صبح در سالن شماره 2 سینما فرهنگ  آغاز می‌شود و بعد از نمایش، نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 0:18  توسط رضا محمدی  | 

"گوست‌داگ" از تفکر پست مدرنیزم می‌آید

در نشست نود و هشتم کانون فیلم معناگرا عنوان شد

دکتر"اشکان راد" در نود و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا گفت: فیلم "گوست داگ" بیشتر از اینکه اثری معناگرا باشد یک فیلم طریقتی است.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، وی تصریح کرد: "گوست داگ" داستان قهرمانی را به تصویر می‌کشد که با مرگ‌آگاهی و اطلاع از تقدیر و سرنوشت محتوم، یک طریقت را برمی‌گزیند. چارچوب روایت نیز کاملا کلاسیک است اما می‌توان به فیلم از منظر تعلق به سینمای پست‌مدرن نیز نگاه کرد.

وی با اشاره به اینکه عصر سنت، عصر غلبه اسطوره است، ادامه داد: در مدرنیزم به مرور عقل جایگزین اسطوره می‌شود و در ادامه به دلیل اجماع و باورپذیری مخاطبان، عقل به اسطوره تبدیل می‌شود. در این نگرش شعار پیشرفت و توجه به آینده مطرح می‌شود. اما پست‌مدرنیزم همه‌چیز را زیر سوال می‌برد در واقع پست‌مدرنیزم از قطع امید از آینده آغاز می‌شود و در این نگرش، معنا دیگر یک چیز قابل لمس و سهل‌الوصول نیست.

این منتقد در ادامه تصریح کرد: در نگرش پست‌مدرنیزم، مرزها از بین می‌رود و هویت‌ها به مرور کم‌رنگ می‌شود. همچنین گفتمان‌های متعالی و به نوعی فراروایت‌هایی چون اخلاق، دچار خلل می‌شود. "گوست داگ" از چنین نگرشی می‌آید در واقع اگرچه کلاسیک است اما نوعی هجو سینمایی گانگستری محسوب می‌شود و به نوعی از گانگسترها آشنایی‌زدایی می‌کند.

دکتر "چیستا یثربی" منتقد سینما نیز در این نشست افزود: فیلم "گوست داگ" را می‌توان از دو دیدگاه بررسی کرد یکی دیدگاه جامعه‌شناسی و دیگری دیدگاه فلسفی، که بیشتر دیدگاه فلسفی این فیلم قابل تحلیل است.

وی اظهار داشت: دیدگاه جامعه‌شناختی فیلم "گوست داگ" بیشتر رو و ظاهری است یعنی در دیالوگ‌ها به مسائلی مثل احترام به نسل‌ها و توجه به زمان حال انسان‌ها اشاره می‌شود. در این نگرش مرگ هر انسان، مرگ یک مکتب فکری و نگرش است و موسیقی رپ نیز به نوعی مکمل این نوع نگاه  است.

این منتقد نگرش فلسفی فیلم "گوست داگ" را برگرفته از فرهنگ شرقی و سامورایی عنوان کرد و ادامه داد: در فیلم "گوست داگ" نوعی شیفتگی و ذوق‌زدگی نسبت به فرهنگ و منش سامورایی وجود دارد اما به خوبی از این روش فراتر می‌رود. در واقع در این فیلم تفکر ناهوشیار در ذهنیت ناخودآگاه از طریق روش سامورایی بازیافت می‌شود و به مرحله هوشیاری می‌رسد. فیلم از تفکر سامورایی به عنوان یک کلید اساسی در زندگی بهره می‌گیرد و به نوعی تفکر سامواریی، عامل بازیافت ذهن و کیفیت ذهن می‌شود.

رضا محمدی منتقد سینما و مجری این نشست نیز افزود: فیلم "گوست داگ" یکی از آثار برجسته‌ی "جیم جارموش" فیلمساز مستقل سینمای آمریکا است که سعی دارد به نوعی برخی از عادت‌ها و رفتارها را نقد کند و به چالش بکشد. در فیلم "گوست داگ" به نوعی سینمای گانگستری نقد می‌شود. این فیلم سیر و سلوک قهرمانی نامتعارف است که با بهره‌گیری از ابزارهای خود می‌خواهد روشی دیگر را در جامعه بررسی کند. در واقع "گوست داگ" آزمون و خطایی فلسفی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 2:2  توسط رضا محمدی  | 

فیلم «گوست داگ» ساخته‌ی «جیم جارموش» در سینما فرهنگ به روی پرده می‌رود

http://www.fcf.ir/pe/images/stories/managara/managara-98.jpg

فیلم «گوست داگ؛ روش سامورایی» ساخته جیم جارموش در نود و هشتمین نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه بیست و پنجم دی‌ماه  سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، جلسه پرسش و پاسخ این نشست (که هر دو هفته یک بار توسط حوزه "سینمای معناگرا"ی بنیاد سینمايی فارابی برگزار می‌شود) پس از نمایش فیلم با حضور دکتر اشکان راد و یكی دیگر از کارشناسان سینما برگزار می‌شود.

این فیلم داستان مردی سیاه پوست را به تصویر می‌كشد که با تکیه به روش سامورایی، قربانیان خود را که عمدتاً بزهکارند، از پای درمی‌آورد.

در این فیلم که محصول 1999 کشورهای فرانسه، آلمان، آمریکا و ژاپن است بازیگرانی چون فارس ویتاکر، جان تامی، کلیف گورمن و دنیس لیو نقش‌آفرینی می‌کنند.

نمایش این فیلم از ساعت 10 صبح در سالن شماره 2 سینما فرهنگ آغاز می‌شود و بعد از نمایش نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 11:32  توسط رضا محمدی  | 

درباره فیلم «دخیل» به بهانه نمایش در کانون فیلم معناگرا

داریوش یاری در اولین فیلم بلند سینمایی‌اش به موضوعی پرداخته است که موجب بروز تفاسیرِ نادرست و وارونه‌ای نسبت به اسلام شده است. اخیراً نیز در برخی فیلم‌های غربی که اسلام و مسلمین مورد هجمه واقع شده‌اند، قمه‌زنی یکی از مصادیق خشونت و تروریسم معرفی می‌شود (برای مثال می‌توان به فیلم فتنه ساخته‌ی ویلدزر اشاره کرد).
اگر چه داریوش یاری فیلم داستانی کوتاه دیگری به همین نام ساخته است، فیلم مستند دیگری به تهیه‌کنندگی سیدمحمد میرکانی ساخته شده است که در آن فیلم نیز نوجوانی آذری با کنارزدنِ سنت‌های رایج (به جای قربانی کردن بره‌ای در پای درخت دخیل) خونش را اهدا می‌کند. فارغ از اینکه ساختارِ فیلم چگونه باشد، مضمونِ چنین فیلم‌هایی از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا نگرشِ جامعه‌شناسانه‌یِ فیلم، نگاهی دقیق به سنت‌های رایج ِ هر خطه را نیز در پی خواهد داشت.
دخیل بستن از دیگر موارد مورد تأمل در این فیلم است. دخیل در لغت‌نامه‌ی دهخدا معانی متعددی دارد اما اینگونه معرفی می‌شود: "بستن پارچه‌ی پاره و کهنه‌ای به پنجره ضریحی به نیت برآمدن حاجتی، گره بستنِ خرقه به ضریحی یا درخت نظر کرده‌ای یا سقاخانه‌ای برای برآمدن حاجتی، گره زده".
برداشتی که از این واژه در فرهنگ عامیانه می‌شود چنین است: شخص حاجتمند به واسطه‌ی دخیل، توسل بر کسی می‌کند که دوستدار اوست و از نیت قلبیِ وی آگاه است و چون قدرت مداخله دارد، از او تقاضای شفای بیماری یا برآورده‌شدن حاجتی می‌شود. در واقع رسیدن به مقصود و برآورده شدن حاجت، نهایتِ خواسته‌ی فرد دخیل‌شونده است. این موضوع بیشتر امری عرفی است تا دینی. چرا که دخیل خود نشانه‌ای از توسل جستن به اولیای خداست؛ نشانه‌ای برای برقراری ارتباط با خدا.
خداوند در قرآن کریم (آل عمران – 199) به پیامبر (ص) می‌فرماید که در پرتو بخشش و آسان‌گیری با مردم رفتار کرده و وی را به پیروی از آن عرفی فرامی‌خواند که مردم به آسانی با آن خو گرفته باشند. البته نباید این نکته را نادیده گرفت که این آداب و سنن تا زمانی که با آموزه‌های اصیل دینی در تقابل نباشند، مقبولیت دارند.
پرداختن به داستان‌هایی که ریشه در آئین و سنن دینی دارند، در سینما کار آسانی نیست. هرچند اخیراً برخی از فیلمسازان به آن پرداخته‌اند (از جمله فیلمِ اینجا چراغی روشن است ساخته‌ی رضا میرکریمی).
یکی از صحنه‌های زیبا و تأثیرگذارِ فیلم، لحظه‌ای است که اکبر حاضر می‌شود بزغاله‌ی محبوبش را برای شفای ستاره قربانی کند. این قربانی ما را به یاد صحنه‌ی قربانی اسماعیل می‌اندازد که در پی آن معجزه‌ی شفای ستاره رقم می‌خورد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 18:55  توسط رضا محمدی  | 

فیلم «دخیل» ساخته داریوش یاری در سینما فرهنگ به روی پرده می‌رود

نمایش فیلم «دخیل» ساخته‌ی «داریوش یاری» در نود و هفتمین نشست کانون‌فیلم‌معناگرا

فیلم «دخیل» ساخته داریوش یاری در نود و هفتمین  نشست کانون فیلم معناگرا، روز جمعه یازدهم دی‌ماه سال جاری در سالن شماره دو سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، جلسه پرسش و پاسخ این نشست ( که هر دو هفته یک بار توسط حوزه "سینمای معناگرا"ی  بنیاد سینمایی فارابی برگزار می‌شود) پس از نمایش فیلم با حضور عوامل و تهماسب صلح‌جو (منتقد سینما) برگزار خواهد شد.

این فیلم داستان مردی است که به دنبال یافتن یک طبیب برای معالجه دخترش، ستاره وارد روستایی می‌شود. اهالی روستا در حال آماده‌شدن برای مراسم عاشورا هستند. اکبر نوجوان روستایی با پدرش در ارتباط با نذر خود اختلاف دارد که در این اثنا با ستاره آشنا می‌شود.

در این فیلم بازیگرانی چون احسان احدپور، مریم رضوی، رسول پیراسبقی، جواد درخشان و علی کوهپایه نقش‌آفرینی می‌کنند.

نمایش این فیلم از ساعت 10 صبح در سالن شماره 2 سینما فرهنگ  آغاز می‌شود و بعد از نمایش نشست نقد و بررسی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 0:2  توسط رضا محمدی  | 

سینما مرز بین واقعیت و خیال است

در نود و ششمین نشست کانون فیلم معناگرا عنوان شد

محمدرضا عرب کارگردان فیلم «آخرین ملکه زمین» در نشست نقد و بررسی این فیلم در کانون فیلم معناگرا گفت: سینما مرز بین واقعیت و خیال است،  فیلم «آخرین ملکه زمین» نیز تا حد ممکن تصویری واقعی از زندگی یک مهاجر را به تصویر می‌کشد کسی که نامه‌ای از همسرش او را به سفر وا می‌دارد.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، این کارگردان تصریح کرد: فیلمنامه «آخرین ملکه زمین» در سال 81 از محمد ترابی به من واگذار شد و در سال 82 به تهیه‌کنندگی علیرضا سجادپور پروانه ساخت دریافت کردیم. این فیلم با هزینه‌ای کمتر از دویست میلیون تومان ساخته شد و پس از کش و قوس‌های فراوان سرانجام در بهار سال 88 به نمایش درآمد.

وی خاطرنشان کرد: فیلمنامه «آخرین ملکه زمین» چهار بار بازنویسی شد و ما قبل از فیلمبرداری چندین بار به افغانستان سفر کردیم و همه لوکیشن‌ها را بررسی کرده و عکس گرفتیم که خوشبختانه موضوع اجتماعی فیلم با استقبال مخاطبان و منتقدان رو به رو شد.

عرب با اشاره به اینکه اغلب فیلم‌های ساخته شده سال‌های اخیر به ارتقای سلیقه مخاطب توجه ندارند، افزود: تماشای اینگونه فیلم‌ها نشان می‌دهد که مخاطبان نیز به سینمای دیگر یعنی سینمایی که صرفا به گیشه توجه ندارد، نیز گرایش دارند.

وی خاطر نشان کرد: در این فیلم سعی داشتیم یک داستان از زندگی مهاجران افغانی را به شیوه واقعی روایت کنم درواقع الگوی روایی این فیلم چندان به شیوه‌های دراماتیک روتین سینما کاری ندارد بلکه سعی می‌کند از جنس واقعیت باشد.

هوشنگ توکلی بازیگر سینما نیز در این نشست افزود: تولید فیلم «آخرین ملکه زمین» کار سختی است که عرب و عوامل فیلمش به خوبی از این عهده این کار سخت برآمده اند و داستانی انسانی را در دل خشونت موجود درفضای افغانستان به تصویر کشیده‌اند فیلم در نهایت از دل روابط انسانی به موضوع ابدی یعنی عشق می‌رسد و ذهن انسان را به جاهای دوری می‌برد.

عبدالله اسفندیاری مدیر کانون فیلم معناگرای بنیاد سینمایی فارابی نیز در این نشست گفت: فیلم از رویایی صادقه آغاز می‌شود و رویایی که عامل سفر می‌شود و در این سفر عواملی چون سرنوشت و تقدیر دیده میرشود. در واقع فیلم از سوی دیگر نگاهی هستی‌شناسانه و رازجویانه دارد و داستانی انسانی را روایت میرکند و در این سفر ظاهری، نشانه‌ها و نمادهایی معنوی میبینیم. در واقع این فیلم نگاهی مناسب به کرامت انسانی دارد و به قصد تحقیر و یا تضعیف یک کشور ساخته نشده است.

وحید اسلامی منتقد سینما نیز در این نشست یادآور شد: سینمای امروز ایران از دو بیماری رنج می برد یکی روشنفکرزدگی و دیگری سطحی‌نگری، سیل فیلم‌های ساخته شده در خصوص قومیت‌ها و کشورهای جنگ زده از جمله آسیب‌های این بیماری روشنفکرزدگی است البته فیلم «آخرین ملکه زمین» از این بیماری‌ها سربلند بیرون آمده و اثری تاثیرگذار است که بخشی از مشکلات مهاجران در ایران را تصویر می‌کشد.

وی افزود: در این فیلم سفر، عاملی برای مکاشفه می‌شود و به خوبی از طبیعت و جغرافیا برای بیان معنا بهره گرفته میشود فیلم ساختار منسجمی دارد و نسبت به آثار مشابه در خصوص مهاجران افغانی، اثری تاثیرگذار است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 22:50  توسط رضا محمدی  |